همون روزی که اون خبر رو شنیدم، همسر خبر فوت حاجی ادی رو داد
خیلی ناراحت شدم
و خیلی گریه کردم، گاهی فکر میکردم ناراحتیم بخاطر مادر نشدنه یا بخاطر از دست دادن یه مادربزرگ فوق العاده...
به پهنای صورت اشک میریختم و زن داداشم با شوخی میگفت فرزانه داغداره نمیتونیم براش تولد بگیریم.
خدا رحمتش کنه...
ادم خوب و باعزتی بود .
حرفای فرزانه ای...ما را در سایت حرفای فرزانه ای دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 138