
همون روزی که اون خبر رو شنیدم، همسر خبر فوت حاجی ادی رو دادخیلی ناراحت شدمو خیلی گریه کردم، گاهی فکر میکردم ناراحتیم بخاطر مادر نشدنه یا بخاطر از دست دادن یه مادربزرگ فوق العاده...به پهنای صورت اشک میریختم و زن داداشم با شوخی میگفت فرزانه داغداره نمیتونیم براش تولد بگیریم.خدا رحمتش کنه...ادم خوب و باعزتی بود . بخوانید...
ادامه مطلب